زندگیها باید کرد

الانکه مینویسم تو یه مرحله ای از زندگیمم که کلا تمام ایدئولوژیم تمام اهداف خلاصه تمام آنچه بودم در حال تغییر شده، من 7 سال کارمند بودم و از کارمند بودنم راضی بودم الان 3 ماهه کافه چی شدم و اندازه اون 7 سال از خودم راضیم... الان خودم رئیس خودمم و میبینم که کارمندایی که بهشون سرویس میدم چقد پاچه خواری ( دلم میخواهد اصل لفظ و بکار ببرم تا بار معنایی رو جامع و مانع در بر بگیره ولی خب از ادب بدوره...) رئیساشونو میکنن و البته میبینم که چقد کارمندا مفت میخورن اگه کارمندی ناراحت نشو چون اینو یه آدم کارمند زاده و کارمند داره میگه الان که واسه خودم کار میکنم میفهمم که چقد مفت مفت حقوق گرفتم و میبینم که کارمندایی که بهشون سرویس میدهم چه آدم های عوضی هستن که همیشه در حال نق زدن هستن و هیچ کاری هم نمیکنن و در واقع پول مفت میگیرن... و این حرصم میده... مخصوصا که وقتی میبنم باغبون مجموعه میاد و نسیه هایی که خورده و با یه تراول صاف میکنه اما ریاست مجموعه در پاسخ فاکتوری که به دفترشون فرستادم میگن فعلا بودجه نداریم!!!! فک کن... طرف اومده غذا خورده بعد میگه بودجه نداریم!!!! بعد این رئیسو با اون باغبونه که مقایسه میکنی میبینی که خداییش باغبونه خیلی آدم حسابیتره هم کارشو درست انجام میده هم حسابشو اما رئیس نه کارشو درست انجام میده نه حسابشو خلاصه دهنش سرویس که انقد عوضیه...

خدایشش از وقتی رفتم سراغ کار آزاد مجبور شدم گویش و لهجهمو هم عوض کنم... خسته شدم انقد بهم گفت سوسول انقد خواستن سرم کلا بزارن...

وقتی میگی سلام جناب... طرف میخواهد تا دسته بکنه تو پاچه 

اما وقتی چیزتم حسابش نمیکنی حساب کار میاد دستش که شوخی ندارم پس کارتو درست انجام بده وگرنه میرینم بهت...

منم بچه مثبت.... کلی سختی کشیدم تا بتونم با کارگر جماعت کل کل کنم...

تا قبل اینکار وقتی با ملت حرف میزدم یه جنتلمن بودم اما الان مث یه آدم خیلی معمولی از الفاظی مثل نوکرم، چاکرم، میخوامت، عزیزی...و خلاصه هر چی لاتی تر موثرتر استفاده میکنم :)))

 

/ 3 نظر / 12 بازدید
ayott

ياد آهنگاي رپ افتادم[نیشخند]

منیر

چه عالیه کاری که دوسش داری . ... ای لات ! دوستت داریم به مولا

je

کافه چی؟ چه تحولِ گنده ای. نه؟ باید تجربه ی خوبی باشه.